مالیات بر مواد اولیه، راه حل رسیدن به رشد پایدار صنعتی

اینطور که از روند قوانین و اجرای اونها به نظر میاد نظریه های اقتصادی که الان داره توی جهان اجرا میشه بر پایه  نظریه اقتصاد آزاد هستش. یعنی هر کسی بنا بر تفکرات و ایده های خودش تعدادی افزونه به نظریه اقتصاد آزاد اضافه میکنه و اون رو اجرا میکنه.

توی این اقتصاد، افراد بر اساس منافع شخصی تصمیم گیری میکنن وبه قول آدام اسمیت یک دستی نامرئی وجود داره که منافع شخصی رو با منافع اجتماعی(که هدف اقتصاده) هماهنگ میکنه.  به همین صورته که مشخص شدن قمیت‌ها بر اساس عرضه و تقاضا میشه یکی از ارکان اصلی اتقصاد آزاد.

توی جامعه ما هم عملا داره اقتصاد آزاد و مشتقاتش اجرا میشه. بنابراین فکر کردن به بنیه ها و فلسفه های اون برای ما امری ضروریه که توی ساختارهای علم دانشگاهی کمتر بهش بها داده میشه. به خاطر همین توی این تراوش ذهنی میخوام به یکی از مشکلات اقتصاد آزاد بپردازم و یه افزونه بهش بدم برای حل مشکلاتش.

اینم بگم که منظور از افزونه اینه که در یک بخشی از مسائل راه‌کار رو بر اساس اقتصاد آزاد نریم به صورتی که از یه مشکل جلوگیری کنه و در کار بقیه سامانه خللی ایجاد نکنه. به عنوان مثال بDanielle Fishelه دو تا roommateافزونه اون اشاره میکنم:

  • ورود دولت به اموری از قبیل برق‌رسانی و گاز رسانی: این امور تاثیر به سزایی توی سطح رفاه جامعه دارند بنابراین رشد اونها مورد توجهه. از طرفی مدل اونها طوریه که نیازمند سرمایه گذاری زیاد هستند ولی خیلی دیر به در آمد میرسند. همچنین ورود چند شرکت به چنین بازاری به علت هزینه سرمایه گذاری زیاد عملا رخ نمیده و یه مونوپلی ایجاد میکنه. به همین خاطر یه افزونه(که توی خیلی از جاها استفاده میشه) اینه که این بخش رو دولت وارد بشه و سرمایه گذاری بکنه.(البته کماکان اجراش رو میشه به صورت اقتصاد آزاد برد جلو)
  • رشد اولیه کشورهای در حال رشد: خیلی از کشورها وقتی که هنوز نمیتونن توی اقتصاد آزاد دنیا حرفی برای گفتن داشته باشند، اول دوره ای دور خودشون حسار میکشن و سعی میکنن به نهادهای اتقصادی داخلیشون کمک کنن(مثل کاری که ما با ایران خوردو کردیم) و با این کار قدرت اونها رو زیاد کنند و بعد وارد اقتصاد آزاد جهانی بشند.

مساله ای که من اینجا میخوام بهش بپردازم مساله ناپایداری این اقتصاده. البته به نظرم مسائل مختلفی وجود داره که این ناپایداری رو ایجاد میکنه ولی اینجا فقط بحث محیط زیست و منابع اولیه رو مطرح میکنم.

به صورت عملی در اقتصاد آزاد قیمت یه مداد وقتی که به اندازه کافی بین شرکتهای تولید کننده مداد رقابت ایجاد میشه بر اساس زنجیره ارزش تولید اون به تعیین میشه. به صورت ساده و ناکامل و البته راحت الفهم میشه اینطور گفت که:

قیمت یک مداد = قیمت قطع درخت + قیمت ساخت گرافیتش + قیمت برش دادن درخت به صورت خودکار + قیمت شکل‌دهی به گرافیت + قیمت حمل و نقل + حقوق کارگران کارخونش + مالیاتی که دولت میگیره.

البته منظور از قیمت‌های بالا قیمت سرشکن شدست و  همچنین ادعا نمیکنم این موارد کامله:)

الان توی جامعه ما قیمت یه مداد میشه ۲۰۰ تومان. اما مشکلی که توی این ساختار وجود داره اینه که شرایط قبل از تولید اون مداد و شرایط بعد از تولید اون مداد یکسان نیست. یه چیزی داره کم میشه. و در نتیجه با تکرار این کار به صورت متوالی کم و کمتر میشه و کم کم صفر میشه! منابع اولیه. منظورم هم توی اون مثال اون درختی هستش که بریده میشه و اون گرافیتی که از طبیعت برداشت میشه(و البته یه سری چیز دیگه:))

درسته که قیمت اون مداد بر اساس به تعادل رسیدن بازار پیدا شده و عملا از ثبات نسبی برخورداره ولی مشکل اینه که کل فرایند تولید اونها با در نظر گرفتن طبیعت در حالت نامتعادل قرار داره.  نتیجه این اتفاق مصرف شدن سریع منابع زمین و ایجاد بحرانه. مدارک و نمونه موجود این بحران رو راحت با یه سرچ ساده توی گوگل میتونید پیدا کنید.مثلا توی مستند Home میگفتش که اگه با همین سرعت منابع زمین رو مصرف کنیم تا ۲۰۰ سال دیگه همه منابع ما تموم میشن.  یا مثلا این صفحه  نمودارهای جالبی داره که تخمین میزنه منابع ما کی تموم میشن. به عنوان مثال جنگلهای برزیل به عنوان یکی از بزرگترین منابع تسویه هوا تا حدود ۲۰۰ سال دیگه تموم شدن!

اگه جامعه جهانی و انسانها رو مثل یک انسان در نظر بگیریم، شرایط مثل حالتیه که شما یه مقدار غذا داری و داری با یه سرعت زیادی اون رو مصرف میکنی در صورتی که با همون سرعت غذا به دست نمیاری! نتیجش این میشه که عملا شما داری به مرور خودت رو میکشی!

ریشه اصلی این مشکل از اونجاست که در محاسبه قیمت یه خودکار، قیمت خود اون درخت در نظر گرفته نشده بلکه قیمت تبدیل اون درخت به چیزی که میخوایم در نظر گرفته شده. درواقع وجود اون درخت رو به عنوان میراثی تمام نشدنی در نظر گرفتیم و فقط بهای اینکه بریم برش داریم تبدیلش کنیم به چیزی که میخوایم رو پرداختیم! راه حل این مشکل هم در همین ریشه یابیه. اگه بتونیم به نوعی قیمت خود اون درخت رو حساب کنیم و اون رو هم به قیمت مداد اضافه بکنیم اونوقت میتونیم با صرف اون قیمت، منابع رو بازگردونیم و اینطوری اتقصاد پایداری داشته باشیم.

قیمت اون درخت برابر میزان هزینه ایه که برای ساخت یک درخت در همون ابعاد و شرایط لازمه. اما نه. این تعریف کامل نیست. شما واقعا چوب رو از بین نمیبرید. در واقع اون رو تبدیلش میکنید به مداد و این مداد به مرور زمان تراش میشه و کوچیک میشه و در جایی دور ریخته میشه. درواقع قیمت تبدیل این خورده ها به اون درخت میشه قیمت اون درخت. بذار یه مثال بهتر بزنم.  این مشکل رو در مساله ساخت قوطی نوشابه بهتر میبینید. هزینه تولید یک تن سنگ آلمینیوم یا درواقع یک کلیوگرم خود آلمینیوم رو چطوری میخوایم حساب کنیم؟ آیا در اون حالت مجبوریم برای تولیدش با آزمایش‌های اتمی یه ماده دیگه که ارزشش کمتره(مثل خاک) رو تبدیل کنیم به آلمینیوم؟ نه. شما میتونید با بازیافت قوطی های نوشابه حجم قابل توجهی از اون آلمینیوم رو برگردونید. البته به نظرم در نهایت ممکنه انجام چنین کارهایی هم لازم باشه.  بنابراین به نظر من تعریف درست قیمت اون درخت اینه:

میزان پولی که لازمه برای اینکه با داشتن شکل دور ریخته مداد(احتمالا تراشه هاش) بتونیم یه درخت مشابه درخت اولیه تولید کنیم.

درواقع ما توی فرایند ساخت چیزی مثل بطری نوشابه داریم آلمینیوم رو از ساختاری که توی طبیعت وجود داره(که برای ساده شدن فرض میکنیم به خودی خود فایده دیگه ای نداره و فقط به درد تولید آلمنیوم میخوره)‌ تبدیلش میکنیم به تکه های کوچکتر. بعد پخشش میکنیم توی سطح شهرها. بعد دوباره تحت عنوان آشغال جمعش میکنیم( البته نه همش رو. برخیش مثلا میفته توی طبیعت. مثل جنگل‌ها و رودخونه ها. برخیش هم میره زیر خاک! پس عملا همش جمع آوری نمیشه) همینطور برای چوب درخت. (به شدت دارم تلاش میکنم وارد بحث منابع تجدید پذیر و غیر تجدید پذیر نشم!)

به عبارت ساده میشه اینطور گفت که وقتی یه کارخونه مداد سازی داره کار میکنه، دولت باید بیاد بگه من این منابع طبیعی رو مثل دسته گل تحویلت دادم، همونطور هم تحویل میگیرم. و اگه بهش خسارتی وارد کنی باید اونقدر پول بدی که بشه اون خسارت رو برطرف کرد.

جالبه بدونید که همین الان توی برخی از کشور‌های دنیا بالاخص کشورهای اروپایی اینطوریه که آلودگی محیطی رو با تقریبی محاسبه میکنن و سعی میکنن با فرهنگ‌سازی پول برطرف کردنش رو ازت بگیرن. به عنوان مثال یکی از دوستام تعریف میکرد که وقتی میخواست توی کانادا بلیط هواپیما رزرو کنه، توی مراحل خرید بهش گفته بود که طی فرایند حمل شما فلان قدر گاز CO2 تولید میشه بنابراین شما ۱۰ دلار بده که ما جاش برات یه درخت بکاریم که اون آلودگی رو برطرف کنه. البته اونجا این کار رو اجباری نکردن ولی خودشون هم میدونن که یه روزی مجبورن اونو اجباری کنن. به خاطر همین به شدت در حال فرهنگ‌سازی در این حوزه هستند.

بنابراین به نظرم دولت باید در مالیاتی که میگیره قیمت واقعی مواد اولیه رو هم حساب کنه و از تولید کننده ها بگیره . با این افزونه، یک قدم به اقتصاد پایدار نزدیک‌تر میشیم.

مثل همیشه میرسیم به بخش FAQ:)

  • این مساله که با بازیافت حل میشه. چرا اینقدر وقت مارو تلف کردی؟
    • نه. حل نمیشه. اول اینکه الان همه زباله ها بازیافت نمیشن. مثلا توی آمریکا ۳۴ درصد زباله ها بازیافت میشه! بقیش پخش میشه یا در بهترین حالت دفن میشه! دوم هم این که وقتی یه زباله بازیافت میشه واقعا معادل مواد اولیش نمیشه. مثلا وقتی شما یه بطری پلاستیکی رو بازیافت میکنی، معادل اون پلاستیک اولیه نمیتونی ازش خروجی بگیری. به جز اینه کیفیت و خلوص اون ماده کم میشه، بخشیش در این فرایند از بین میره و بخشیش هم به خاطر جدا پذیر نبودن از بقیه مواد قابل استفاده نیست.
  • اینطوری قیمت مداد گرون میشه. توی این اوضاع تورم میخوای تورم رو بیشتر کنی؟ تنت میخواره؟ یا نفست از جای گرم بلند میشه؟
    • نه تنم میخواره نه نفسم از جای گرم بلند میشه. تورم هم قبول داره که خیلی بیشتر میشه. ولی ما میتونیم چشمامون رو ببندیم و روزی که توی دره افتادیم بفهمیم خودمون رو بدبخت کردیم. میتونیم چشامون رو باز کنیم، به بقیه هم بگیم که چشاشون رو باز کنن، تا شاید بتونیم توی زمان باقیمونده فکری بکنیم و از افتادن توی دره جلوگیری کنیم.
  • تا اون موقع که آلمینیوم یا منابع دیگه تموم بشن، بشر تونسته نیازهاش رو به صورت دیگه ای برطرف کنه. مثلا میره به جای بطری آلمینیومی بطریف کاغذی میسازه و الخ. پس بیخیال ما شو:)
    • کی گفته؟ از کجا معلوم؟ آیا همیشه این اتفاق افتاده؟ الان آب کم اومده مملکت تونسته مشکلش رو واقعا حل کنه؟ این حرف منطقیه اصلا؟ اگه این حرف منطقیه تعریف خوش‌خیالی چیه؟ مثل اونی که حقوقش یه ملیونه، توی هفته اول ۸۰۰ هزار تومن خرج میکنه و اعیونی زندگی میکنه. ازشم که میپرسن که بقیه ماه رو چطوری میخوای سر کنی میگه خدا کریمه. خوب آره خدا کریم هست ولی ضامن حماقت من و شما نیست. اگه با حماقت بریم جلو خود خدا وجهه کرامتش رو با غضب و عذابش نشون میده.
    • در ضمن میدونید چند تا از این مشکلا پیش میاد؟ الان بشر مدت‌هاست درگیر بحران کمبود انرژیه. ولی هنوز نتونسته راه حل واقعی پیدا کنه. حالا شما فرض کن ضرف مدت ۲۰۰ سال آینده ۱۰۰ تا از این بحران ها خواهیم داشت. به نظرتون بشر واقعا میتونه مشکل رو حل کنه؟ نه. به نظر من این کار باعث میشه ثبات به هم بریزه. قشر مرفه خون قشر غیر مرفه رو میمکن! میانگین رفاه کم میشه. اوضاع به هم میریزه. جنگ راه میفته و همه خوشی این رفاه چند ساله از دماغ بشر میاد بیرون!
    • حواست هست که اون کاغذ دوباره خودش یه منبعه دیگه؟ که باید جایگذین بشه. پس بازم مساله حل نشده. فقط راحت تر شده. به فرض خوشبینی ای که شما داری مساله قابل حله!(به صورت تلویحی گفتم که الان مساله قابل حل نیست. در  واقع حلش خیلی سخته!)
  • اوضاع اینقدارم بد نیست وگرنه دنیای مدرن امروز حتما بهش توجه میکرد. توهم زدی تو. فکر کردی بیشتر از جوامع پیشرفته غربی میفهمی؟ برو بچه بذار باد بیاد.
    • اول اینکه غرب زدگی کور تا کی؟ نمیخوایم آدم شیم؟ نمیخوایم ببینیم؟ لااله‌الی‌الله
    • دوم اینکه به نظر من کشور‌های مدرن با استفاده از غفلت همه از همین موضوع برای رشد خودش و برتریش نسبت به بقیه جاها استفاده کرده. بله. این دنیای مدرن یه بار دیگه به همه مردم جهان خیانت کرده! حالا بازم سرتونو بکنید زیر برف. بازم بگید ایشالله گربه بوده.
    • لازم به ذکره که این فکر توی اونا بیشتر از ما زندست! توصیه میکنم حتما مستند Home و سری برنامه های story of stuff رو ببینید. البنته به نظرم اینها مهمترین کارهاشون نیست. همون مثالی که درباره کانادا زدم اینو نشون میده.
  • این پستتون با اون صحبت قطع درخت در پست اولویت بندی خودتون متناقض نیست؟
    • نه. اون بحث اولویت بندی بود. این بحث هدفه. اونجا هم خود شعبانعلی گفته بود که راهکار بلند مدت برای کاهش قطع درختان اینه که الان درختان رو قطع کنن! بنابراین هدف همونه.
    • اینم بگم که من نمیگم همین الان از فردا این قانون اجرا بشه ها! من میگم باید کم کم فرهنگ سازی بشه برای اجرا شدن اینجور قوانین. همچنین یه راه‌کار تئوری به نسبت خوب برای حل مشکل دادم.
  • بابا تا اون موقع ما دیگه مردیم
    • خوب بچه هات زندند. جامعه زندست. اگه گذشتگان شما هم اینطور فکر میکردن الان چطوری بود اوضاع؟ این تفکر برای جامعه عین بیماریه. بیاین کاری بکنیم که آیندگان مارو نفرین نکنن و از خودمون باقیات الصالحات به جا بذاریم نه باقیات الفاسدات.
  • این حرفهایی که میزنی درست ولی بیخیال بابا. بهت قول میدم هیچ کاری انجام نمیشه. میدونی چقدر سخته؟
    • آره میدونم چقدر سخته. ولی اگه بخوایم مستقیم قدم آخر رو برداریم خیلی سخته ولی اگه قدمها رو کوچیکتر کنیم واقعا راه حل وجود داره. مثلا یه ایده ای رو یه نفری بهم میگفت درباره جمع آوری بطری های پلاستیکی نوشابه(که خیلی دیر به طبیعت بر میگردن و آسیب زیادی ایجاد میکنن از طرفی بازیافتشون به صرفست). میگفت فرض کن دولت همین الان ۳۰۰ تومن به ازای هر بطری از کارخونه سازنده بطری مالیات بگیره. اینطوری قیمت بطری ۳۰۰ تومن گرونتر میشه(البته حدودی) و در نتیجه قیمت نوشابه ۳۰۰ تومن گرون‌تر میشه. بعد دولت بگه هر کسی یه انشاالله که گربه استبطری نوشابه بهم بده بهش ۲۵۰ تومن پول میدم. اینطوری ۵۰ تومن هم برای دولت باقی میمونه که میتونه باهاش هزینه اجرای طرح رو بده. اینطوری آدمهایی که قیمت نوشابه براشون مهمه میتونن بعد از خوردن نوشابه بخش خوبی از پولشون رو پس بگیرن. بنابراین قیمت نوشابه براشون فرق قابل توجهی نکرده. اونایی هم که قیمت براشون مهم نیست بطری نوشابشون رو میندازن توی سطل زباله یا سطح طبیعت. ولی یه شغلی به وجود میاد به نام جمع کننده بطری نوشابه.(الان هم هست ولی هم حاشیه سودش به اندازه کافی زیاد نیست هم سازمان‌دهی نشده) اینطوری مطمئن باش هیچ جایی یه بطری نوشابه نمیبینی که افتاده باشه زمین. اینقدر شاغلین این شغل زیاد میشه که احتمالا سر بطری ها دعوا هم میشه. توی این فرایند، تولید کننده هزینه جدی نکرده، دولت هزینه خاصی نکرده، قیمت واقعی برای مصرف کننده تغییر جدی نکرده یه سری شغل هم ایجاد شده. خوب انجام این کار واقعا سخته(البته میدونم به خاطر افزایش قیمت نوشابه و سخت بودن پس دادن بطریش یه مقداری مصرفش کم میشه و در نتیجه تولید کننده یه مقداری اذیت میشه ولی میشه ۲۵ تومن از اون پولی که دولت برداشت رو بدیم به تولید کننده که اونم راضی باشه:)) دیدید درد نداشت؟

به من نیومده پست کوچیک یا حتی متوسط بذارم. بسکه پرحرفم.

0

6 دیدگاه برای ”مالیات بر مواد اولیه، راه حل رسیدن به رشد پایدار صنعتی

  1. اولین نکته که به نظرم رسید اینه که اگه میشد از گرفتن اینجور مالیات ها دولت رو هم حذف کرد خیلی بهتر میشد. چون میدونیم که اگه دولت هزینه تولید پنج درخت رو هم مالیات بگیره در بهترین حالت میتونه یک درخت بکاره و بقیه پول در مسیر اداری تلف میشه. حالا اینکه به شرکت مداد سازی هم مستقیم بگیم که مثلا در فلان منطقه درخت بکاره شاید راه خوبی باشه.
    دوم این که هرچی این فرآیند ها پیچیده تر بشه احتمال اجرا شدنش کمتر میشه. و علاوه بر اون خودش مانعی میشه برای تولید. و شاید الان بیشترین مشکلمون تولید باشه. یعنی اگه اینطور ادامه بدیم شاید تا ۲۰۰ سال دیگه نباشیم که بخواد درخت باشه یا نباشه. یه جورایی همون بحث اولویت ها.

    • در پاسخ اولین نکته اینو بگم که مالیات رو قطعا باید دولت بگیره! اما میشه اجرای فرایند کاشت درخت رو از دولت آورد بیرون! دولت کارش نظارته روی این حرکت مالی. حالا اینه دولت مشکل توش زیاده به نظرم باید با بیرون کشیدن کارهایی که توی ماموریتش نیست انجام بشه.
      نکته دوم هم اینکه توی سوالها گفتم که باید قدم قدم شروع کنیم! بحث بطری نوشابه رو ببین.نمیگم از اول تا آخر قضیه بریم جلو!
      یه بحث جدی درباره اولویت وجود داره که باید حواسمون باشه کارهای مهم غیر ضروری رو جدی بگیریم. خیلی وقتها اینقد سرت به فردا گرمه هیچ وقت نمیرسی به پسفردا فکر کنی و همیشه در حال دویدن بی حاصلی!

  2. سلام
    با بعضی حرفهات مقداری موافقم، اما به نظر چند نکته وجود داره.
    ۱- مثلا برای فلزات، کاغذ، پلاستیک و… مخصوصا فلزات، استخراج از زباله (به مقدار قابل توجه) ارزونتر از استخراج از معدن در می آید. در نتیجه مالیات مورد بحث شما احتمالا باید، مالیات دریافتی از استخراج فلزات تقریبا صفر است.
    ۲- می شود، به یک طریقی هزینه زیست محیطی یک کیلو وات ساعت، برق رو محاسبه کنی؟ انرژی از همه حساس تره، فکر کنم، هر تولیدی رو که در نظر بگیری، یکی از بیشترین هزینه های زیست محیطی آن ناشی از مصرف انرژی است. به نظر شدت مصرف انرژی فسیلی، هسته ای بشر بسیار بیشتر از تولید سوختی است که در جنگلها با نور خورشید ایجاد می شود. فقط در سوخت فسیلی، ذخیره ها میلیارد ساله زمین، در مدت ۱۵۰ سال گذشته و(در صورت ادامه همین روند) ۲۰۰ سال آینده مصرف می شود! با اینکه در مقیاس فعلی مصرف سوخت، نمی توان جنگل ساخت، در ضمن سوخت تولیدی جنگلها، نفت و ذغال سنگ نمی شود.
    ۳- در بعضی کشورها، از سوخت مالیات حدود ۷۰ درصد قیمت (اگر ۱۰۰ دلار سوخت بخری، ۷۰ دلارش مالیات است) می گیرند، همین مقدار هم بیشتر داخل بودجه می گردد. (دولتها خرج دارند، اگر پولی دستشان بیاید، با هر استدلالی، خرج جاهای دیگر می کنند.)
    ۴- مثال قوطی نوشابه خوب بود، ولی باید مواظب بود، در نوسانات، قیمت طوری نشود که برای کسانی بیارزد که غیر قانونی، از مواد اولیه زباله برای فروش بسازند.

  3. مورد به مورد جواب میدم:
    ۱. نه. این صحبتت درست نیست. درسته که الان هزینه استخراج این مواد اولیه از زباله ها کمتر از هزینه استخراج از معدنه. ولی چرخه اون منابع اولیه مثلا فلزات رو نگاه کن. یه کیلو آلمینیوم استخراج میشه. تبدیل میشه به قوطی نوشابه. بعد پخش میشه توی سطح شهرها. بعد تبدیل به زباله میشه. بعد جمع آوری میشه و بازیافت میشه. حالا سوال اینه که وقتی که بازیافت میشه آیا واقعا دوباره یه کیلو آلمینیوم در میاد؟ نه! چون همه زباله ها جمع نمیشه.
    به بیان دیگه فرض کن یه فلز جدید کشف میشه که فقط به اندازه مصرف یک سالش(مثلا ۱۰۰ تن) در طبیعت وجود داره. حالا یه ساله استخراج کردیم و در طبیعت تقریبا تموم شد. حالا برای اینکه دوباره برای سال بعدی ۱۰۰ تن از اون فلز رو جمع کنیم چقدر باید هزینه بدیم؟
    ۲. راستش دقت نکرده بودم به اهمیت انرژی!! چون به نظرم مساله روزه و به اندازه کافی بهش توجه میشه به نظرم احتمال اینکه حل بشه زیاده! درباره اینکه قیمت برق چطور در میاد روشی مشابه همین چیزی که برای تمامی منابع طبیعی گفتم باید انجام بشه. یه تفاوت جدیش اینه که حجم زیادی از این منبع از طرف خورشید وارد زمین میشه و در نتیجه سیستم ما بسته نیست:) کلا باید بیشتر بهش فکر کنم:)
    ۳. نکتش اینه که اونا واقعا دیدشون بلند مدت تر از ماست! راستش مالیات به چیزی مثل سوخت و به صورت خاص سوخت فسیلی باز دید من یه چیز کاملا بدیهیه! راستش حتی به نظرم باید دولت رو ملزم کنن که معادل همین پول رو سرمایه گذاری کنه برای درست کردن ساختار مصرف منابع اولیه! مثلا پیدا کردن سوخت بازیافت پذیر پاک! ولی به نظرم دید اونها باز هم به اندازه کافی بلند مدت نیست!
    ۴. اتفاقا به این موضوع خیلی فکر میکردم! دولت باید کوچیک، چابک و عاقل بشه که بتونه چنین طرحی رو خوب اجرا کنه. الان اینقدر فرار مالیاتی داریم و اینقدر قوانین لازم الاجرای ساده تری مثل مبارزه با قاچاق داریم که انجام نمیشن که به نظرم نوبت به این چیزا نمیرسه. ولی مشکل خیلی مهم دیگه اینه که وقت نداریم! به نظرم اگه مردم سر عقل نیان برای درست کردن این ساختارها به زودی نه فقط کشور ما بلکه کل دنیا توی بحرانهایی غرق میشه که با بحرانهای قحطی و بیماری گذشته ها قابل مقایسه خواهد بود!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *